چه حریصانه لبانم را بوسیدی... و چه
وحشیانه رختم را دریدی... و من چه عاشقانه دست بر هوسهایت
کشیدم... اما........... کاش میفهمیدی که زن...تا عاشق نباشد
نمیبوسد...نمیبوید... و تسلیم نمیکند...رویاهای عریانیش را...
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 15:4 توسط DJ Heka
|
نام: گمنام شهرت: آواره شغل: عاشق نام پدر: پریشان نام مادر: گریان نام خواهر: نگران نام برادر: انتظار نام دوست: بی خیال نام مونس: درد محله: دیار فراموش شدگان مکتب: عاشقان جرم: به دنیا آمدن حکم صادره: محکوم به زندگی نشانی: شهر صفا، برزگراه وفا، میدان محبت، چهارراه آشنائی، خیابان سرگردانی، کوچه عشق، پلاک بیکران، منزل چشم انتظار........